عبدالله مستوفى

419

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

خود مستقيم به سمت مقصود پيش ميرفت . لولوى بلژيكى را مرنار براى معاونت خود از خراسان خواسته كار ماليات و وظائف را از طرف خود به او رجوع كرده و براى كار محاسبات و كارگزينى هنسنس را نميدانم از كدام ايالت خواسته بين خود و بلژيكيها هم فاصله و واسطه‌هائى قائل شده بود . لولو ، فرىيه را از مداخله در وظائف بازداشته نمىدانم اين قسمت را بكداميك از همقطارهاش رجوع و كار اين آقاى دوسيه‌ساز را منحصر به كار ماليات مستقيم كرده بود . يكروز در ساعت تنفس ، بعد از نهار ديدم آقاى قوام حضور خود را از آنچه بود جوانتر وانمود كرده و با لهجهء بچگانه به من ميگويد : « حرومت باشه ! » من حيرت كردم كه من چه لقمهء چربى كه چشم او پى آن بوده است خورده‌ام كه حرامم باشد ؟ گفتم : « چه ميگوئى ؟ چه چيز حرامم باشد ؟ » گفت : « مسيو فرىيه » گفتم : « فرى يه سهل است ، من تمام بلژيكيها را با يك خر سياه معاوضه ميكنم . آقاى من ! اينقدر از اين فرىيه عزيز راضى نباشيد ، آنروزى كه شما بخواهيد دم از استقلال بزنيد و اظهار جزئى عقيده‌اى بكنيد امين ماليه ( لقب سررشته‌دار كاشان و در ادارهء وظائف مرد زحمت‌كش بىادعائى بود ) را بجاى شما خواهند گماشت . مگر شما اينجا خبركشى سراغ كرده‌ايد كه براى خوش‌آمد اين حيوانات اين صحبت‌ها را طرح ميكنيد ؟ عيب ندارد ، اگر خبرچينى در اينجا باشد . هم حرف شما و هم حرف مرا يك جا براى فرىيه ميبرد و البته اجر شما زيادتر خواهد شد . من از اين بابت كه شما باجر شايانى خواهيد رسيد خيلى خوشوقتم . » اين آقا برادر دو وزير و نوه و نبيرهء ميرزا محمد و ميرزا محمد تقى دو قوام الدوله و دو وزير ديگر اين كشور بود كه اين گونه تملقات غائبانه را از اين حمال بيسواد فلامان ميكرد ! آيا بلژيكيها حق نداشتند بتوفيق يافتن خود در استعمار ماليهء اين كشور اميدوار باشند ؟ . من از اين وقايع از بلژيكيها و تملقات ايرانيها زياد در نظر دارم كه باز هم نميخواهم از حافظهء خود سوءاستفاده و خواننده عزيز را معطل اين جزئيات كنم . اگر در كار نان هم بر خلاف رسم خود در نوشتن اين « شرح زندگى » داخل جزئيات شده و مفصلتر نوشتم ، براى آنست كه كار نان در اين كشور امروز هم باز دست خارجيهاست و ما باز هم با مستشارهاى خارجى كه بعقيدهء من چيزهاى زيادى هستند سروكار داريم . صريح مينويسم اين آقايان هرقدر هم آمريكائى باشند نميتوانند كار ماليه را بسامان كنند . در كار نان بر فرض اينكه چند نفرى هم پيدا كنند كه فداكار باشند مثل من و رفقايم گرفتار عناصر ناپاك ايرانى و امريكائى شده كارى از پيش نخواهد رفت . تصور نشود اين اظهار اطلاع‌هاى من در امر نان بمنزلهء حسن طلب است ، من يك بار در اين كتاب از اينكه نه وزير ميخواهم بشوم و نه وكيل ، شرحى نوشته‌ام . حالا هم مينويسم كه من در دو سه ماه ديگر كه چهل سال مدت خدمتم تمام خواهد شد ، با اينكه گذشته از برجا بودن قواى مادى و معنوى از حيث سن هم هنوز موقع تقاعدم نيست ، ميخواهم متقاعد شوم و از همهء كارها بر كنار باشم . اين اظهار اطلاع‌ها را براى آن كردم و وارد جزئيات شدم . كه كارنان را همه‌كس بفهمد و بداند با صحت عمل و جزئى زحمت ، در كمال خوبى ، ميتوان اين كار را گرداند . هشتصد هزار نفر جمعيت امروز شهر تهران